تبليغاتX
کبریت سوخته ها

با این شعر قدیمی شروع کردم که تاریخ شروع شعر من است.

 

 

كبريت سوخته

 

 

مي خواست شب را بسوزاند

انگشتانش سوخت

و بوي پوست سوخته

به" پوست كشيده شب" پاشيد

بخواب...!

دنيا خانه ي تاريكي است

و به حجم تمام كبريت سوخته ها فكر كن

دنيا را دود گرفته است

خورشيد پشت ابرهاست

يك كبريت كوچك

نذر آفتاب كن

 

 

-----------------------------------------------------------

پوست كشيده شب : تعبيري از فروغ فرخزاد

 

+ نوشته شده توسط احمد ارجمندی در و ساعت 17:55 |


Powered By
BLOGFA.COM