تبليغاتX
کبریت سوخته ها

با تبریک میلاد حق مسلم زمین پیام آور صلح و عشق

 

 

....

    حق مسلم

              ماست

 

 

حق مسلم ما عشق بود

تو بودی

و من..

هزار و سیصد شصت و چند سال نبودم

به دنیا که آمدم

حقوقم را فراموش کردم

تنها

تنها تر شدم

وقتی نیست

نه من بزرگ تر می شوم

نه تو زیباتر

با این همه توی هیچ پرونده ای جا نمی شویم

حتی اگر من کوچک شوم و

تو اصلا زیبا نباشی

به احترام گذشته ها

تیر از جیحون رگها می گذرد

حق مسلم ما مرگ نبود

وقتی هست

از خواب میپری و رادیو

حقوق مسلمت را

گوشزد می کند

+ نوشته شده توسط احمد ارجمندی در و ساعت 17:49 |

کبریت سوخته 4

 

 

چیزی عوض شده است

حتی لحن درد های پدر بزرگ

کبریت می کشد اسکندر

و روی پرده

چپق صلح

مردان قبیله را به خواب معشوقه می برد

 

چیزی عوض شده است

و تو هنوز

بی متلک از این همه کنار رد می شوی

سال ها

آهسته رفتی

آهسته آمدی

وهیچ زنی زیبا نبود

کبریت بگیریش و سخت رها کنی

تا این همه کنار خالی نباشد

 

چقدر دلم به آخر یک سیگار کشیده است

هر نفس

حدس شاعرانه ایست

سپید

سال ها

به آسمان فرستادم

و هیچ پاسخی نبود

جز احساسی شدن گاه گاه

مردانی که از خواب معشوقه بر می گشتند

 

چیزی عوض نشده است

دلم کشیده است

سخت بگیرمش کنار به کنار

و بی منت رد شوم

مثل خبری که نیست

+ نوشته شده توسط احمد ارجمندی در و ساعت 11:56 |


Powered By
BLOGFA.COM