تبليغاتX
کبریت سوخته ها

من موهام را با اندیشه هام شانه نمی کنم

ولی به قد رویا هام لباس می پوشم

واین طور غیر رسمی

با تو راه می آیم

راهی که با تمام کوچه ها و خیابان هاش رسما به تو می آید

می آید با تو

تا برسد به لذت

دست کم کسی نگرفته ام

که دست کم بگیرنت

معشوق شاعری بیمار نیستی

که اگر نباشد

شاعری خودش را گم کند توی راه

حرف از گم شدن راه هایی است

که پدر بزرگ  زیسته است 

من حاضرم موهام را با اندیشه های شما شانه کنم

رویاهام را بفروشم

و یک دست کت و شلوار بخرم

دوره بگردم توی دادگاه ها

و شهادت بدهم

برای تو

تو را از هر جای تاریخ بگیرند

ما هیچ کدام رسما به دنیا نمی آییم

+ نوشته شده توسط احمد ارجمندی در و ساعت 17:24 |

این شعر اصلا سیاسی نیست

 

 

کاسه کوزه تان را تعطیل کنید

بطری بسازید

می خواهم از شیراز

با سفارشی ترین موج ها

شراب بفرستم

برای تمام مردم جهان

حالا که خوب توی خماری گذاشتمتان

باید موقتا عاشقت شوم

بعد این همه سال  تعلیق

 

از خماری که در آمدید

توی بطری هایتان را بخوانید

این پیش نویس شعرهای من است

که دارد از شیراز تکثیر می شود

 

 

 

+ نوشته شده توسط احمد ارجمندی در و ساعت 0:53 |


Powered By
BLOGFA.COM