تبليغاتX
کبریت سوخته ها -

اعترافات یک ذهن خطرناک

(مطالعه این شعر برای افراد زیز 18 سال مفید است)

 

نرم نرمک خواب را کنار می زنی

هر صبح

 و آفتاب

ب بسم الله صبح است

با احتیاط چشم ها را باز کن

پنجره از آواز گنجشک ها لبریز است

 

همه چیز اما شاعرانه نیست

پشت در روزنامه ها منتظرند

تا شاعرانه از دنیا نروی

صفحه اول

انا لله صبح است

و با قی حوادث

حوادثی که حتی

6 صبح اتفاق می افتند

وقتی دختری زیبا پنجره را باز کرده بود

تا لبریز گنجشک ها شود

خبر ،خبر تجاوز است

از نوار عزه تا تمام مرز های محجوب شهر من

می ترسم

وقتی با ولع تمام حوادث روزنامه را تصور می کنم

می ترسم

از باز کردن پنجره حتی

می ترسم

آنقدر گرسنه  باشند

که یک اتوبوس را با تمام آدم ها

بخورند

یا یک نسل را به آتش بکشند

من حتی می ترسم

به رئیس جمهور محبوبمان ثابت کنم

 به شعور ما تجاوز شده است

+ نوشته شده توسط احمد ارجمندی در و ساعت 23:32 |


Powered By
BLOGFA.COM